85.ماه هفتاد
دیگه روزای سختت داره تموم میشه.مرسی که پنج ماه تحمل کردی.تو و بابا خیلی به من کمک کردین.کاش ناامیدتون نکنم![]()
شنیدم به مامان پروانه گفتی مطمئنی دایی امید پسرته؟خودت دیدی از شکمت بیاد بیرون؟پس چرا . . . مامان پروانه گفته نمی دونم.من بیهوش بودم.گفتی"همین دیگه.تو بیهوش بودی.ندیدی.دایی امید خودشو کوچیک کرده,رفته تو شکمت.در شکمتو بسته.دکترم اومده درش آورده,گفته بیا دایی امید.اصلا دایی امیدی در کار نبوده.گولت زده"![]()
![]()
چند وقت پیش برات یه تفنگ خریدیم که که 4 تا تیر اسفنجی داشت.داشتی با بابا بازی می کردی.2تا از تیرات گم شد.اومدی بهم گفتی مامان هنوز هیچی نشده بابا 2تا از تیراشو شوور داد😂
پایان این ماه وزنت 19.5 و قدت 115 بود
️





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


85.ماه هفتاد 





